مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم ؛ مرا سپاس گویید وناسپاسی مکنید .
سوره مبارکه بقره ، آیه 152
در ره منزل لیلی که خطرهاست به جان
شرط اول آن است که مجنون باشی
فرا رسيدن دهم ذيحجه عيد سعيد قربان،
روز اعلام تقرب جستن به پيشگاه الهي را
به تمامي مسلمانان و موحدين جهان و عزیزترینم سحرم تبريك ميگوييم.
آن روز كه ابراهيم با پاهاي لرزان اما قلبي مطمئن فرزندش
اسماعيل را كه براي داشتنش دعاهاي بسيار كرده بود،
به مذبح ميبرد، از تمام نفسانيات خود در پيشگاه خداوند
گذشت. اگرچه در لحظات آخر به فرمان خداوند تيغ از
گلوي فرزند بركشيد و گوسفند فرستاده شده از سوي
پروردگارش را قرباني كرد، اما امتحاني را كه بايد ميداد،
پس داد و همراه با خشنودي خداوند از پرهيزگاري
بندهاش او نيز از سربلندي در امتحان سرخوش بود
....
دست در دست من، اینک بگذار
تا که از مکه، از این شهر پر از خاطره دیدار کنیم .
هر کجا گام نهی در این شهر
سوی - هر چشم انداز
که نظر کرده و چشم اندازی،
میشود زنده در اندیشه، بسی خاطرهها .
یادی از ”هاجر” و ”اسماعیلش” ،
مظهر سعی و تکاپو و تلاش ،
صاحب زمزمه زمزم عشق
یادی از ”ابراهیم“
آن که شالوده این خانه بریخت
آن که بتهای کهن را بشکست
آن که بر درگه دوست ،
پسرش را که جوان بود، به قربانی برد
عید قربان، از اعیاد بزرگ اسلامی است که یادآور زیباترین نمونه تعبد در
برابر خدای متعال است
عید قربان، عید فداکاری، ایثار، قربانی و انجام مسئولیت است
روز فدا کردن فرزند دلبند در راه خدا؛ روز آزمون ابراهیم، آن بت شکن زمان
عید قربان بر همه مسلمانان جهان و بر تو عزیز و مهربان و سحر مهربانم مبارک باد.


امیدم عزیزترینم مهربونترینم فرشته ای من من هم به تو عزیزم عید رو تبریک عرض میکنم
خیلی خوشحالم که امسال هم
پیشم
هستی من به تو افتخار میکنم
از خدا میخوام که همیشه سلامت و شاداب باشی و هر روزت عید باشه
خیلی دوستت دارم و از خدا برات آرامش میخوام میخوام همیشه آرامش داشته باشی منو ببخش
من ماه را ميليون ها بار بوسيده ام
در آسمان با ستاره ها رقصيده ام
آفتاب را در روزهاي باراني لمس كرده ام
عطر رزهاي صورتي را هزاران بار احساس كرده ام
اقيانوسي را ديده ام كه آتش را عاشق خود ساخت
هم آغوشي شقايق هاي سوخته را ديده ام
اما هنوز ...
اما هنوز كسي را نديده ام كه به اندازه تو من را شگفت
زده و مبهوت بكند
تو مرا از خود بي خود ساختي
تو پرشورترين لحظات را براي من آوردي
عزيزم ، به اين دليل است كه بهترين مني
عزيزم، به اين دليل است كه مثل هيچكس نيستي
خیلی دوستت دارم فرشته ای مننن
عیدقربان مبارک همنفسه من
+
نوشته شده در جمعه ششم آذر 1388ساعت 11:53 توسط امید و سحر..یک عشق ابدی و بی پایان!


ای پاکترین واژه ی هستی
ای آتش دل نوای مستی
ای پاکترین واژه ی تقدیر
ای رنگ حقیقت از تو تفهیم
تو را دوست دارم
می بویم گیسوانت را
تا فرشته ها حسودی کنند به عطر تو.
شانه می زنم موهایت را
تا پری ها سرک بکشند از بهشت برای تماشای تو.
شعر می گویم برای تو
تا کلمات کیف کنند
مست شوند
بمیرند.
این من هستم
و من هستم كه ميگويم
دوستت دارم

+
نوشته شده در شنبه سی ام آبان 1388ساعت 21:49 توسط امید و سحر..یک عشق ابدی و بی پایان!


فریاد بیصدایم در سینه حبس گشته
از بس که ناله کردم، آهام صدا ندارد...
بگذار سر به سینه من تا که بشنوی
آهنگ اشتیاقِ دلی دردمند را
شاید که بیش از این نپسندی به کار عشق
آزار این رمیده سر در کمند را
بگذار سر به سینه من تا بگویمت
اندوه چیست، عشق کدامست، غم کجاست
بگذار تا بگویمت این مرغ خسته جان
عمریست درهوای تو از آشیان جداست
بگذار تا ببوسمت ای نوشخند صبح
بگذار تا بنوشمت ای چشمه شراب
بیمار خندههای تو ام، بیشتر بخند
خورشید آرزوی منی، گرمتر بتاب
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388ساعت 15:58 توسط امید و سحر..یک عشق ابدی و بی پایان!
