من او را رها كردم! تا او خود را دريابد.. و چقدر سخت است عزيزترينت را رها كني... اما من آنقدر او را دوست دارم كه او را رها مي خواهم براي هميشه! رها از تمامي بندها و زنجيرها هر چند او هيچگاه در بند من گرفتار نبود چرا كه من خود اينگونه خواستم و هيچگاه بخاطر هميشه بودن با او براي او بندي نساختم اما او در بند خود گرفتار بود اي كاش از خود رها شود همانگونه كه من با او از خود رها شدم
+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم دی 1390ساعت 23:15 توسط امید و سحر..یک عشق ابدی و بی پایان!


ای که بوی باران شکفته در هوایت
یاد از آن بهاران که شد خزان به پایت
شد خزان به پایت بهار باور من
سایه بان مهرت نمانده بر سر من
جز غمت ندارم به حال دل گواهی
ای که نور چشمم در این شب سیاهی
چشم من به راهت همیشه تا بیایی
باغ من بهارم بهشت من کجایی؟
جان من کجایی
کجایی
که بی تو دل شکسته ام
سر به زانوی غم نهاده ام ، به گوشه ای نشسته ام
آتشم به جان و خموشم چو نای مانده از نوا
مانده با نگاهی به راهی که می رود به ناکجا
+ نوشته شده در شنبه هفدهم دی 1390ساعت 20:36 توسط امید و سحر..یک عشق ابدی و بی پایان!

میان سجده سبزت اگر بر خاطرت رد شد خیال من دعایم کن اگر در خاطرت داری تو رفتار بدی از من حلالم کن در سکوتی که دلت دست به دعا باز نمود یاد من باش که محتاج دعایم هنوز...
+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم دی 1390ساعت 5:7 توسط امید و سحر..یک عشق ابدی و بی پایان!

عزیزترینم عمرت صد شب یلدا امیدم دلت قدر یه دنیا توی این شبهای سرما یادت همیشه با من دل خوش باشه نصیبت غم بمونه واسه فردا انشالا هیچ وقت غم نداشته باشی مهربانترینم شبى خوش است بدوین قصه اش دراز کنید
حتی طولانی ترین شب نیز به خورشید می رسد.
شب یلداست؛ شبى که در آن انار محبت دانه مى شود و سرخى عشق و عاطفه، نثار کاسه هاى لبریز از شوق ما؛ شبى که داغى نگاهت به ماننده خورشید هست عزیزم زیبایه چشمانت به زیبای دریاست یلدا، مجالى است براى تکرار هر آنچه روزگارى سرمشق خوبى هایمان بوده اند و امروز بر روى طاقچه دلمان محبت جاریست
یلدا، تو که مى آیى، طعم گرم و صمیمى شبت را حس میکنم یلدا یعنی یادمان باشد که زندگی آن قدر کوتاه است که یک دقیقه بیشتر با هم بودن را باید جشن گرفت. روی گلت به سرخی انار شبت به شیرینی هندوانه خندت مانند پسته و عمرت به بلندی یلدا شب یلدا مبارک
بیا ای دل کمی وارونه گردیم برای هم بیا دیوونه گردیم شب یلدا شده نزدیک ای عشق برای هم بیا هندونه گردیم شب یلدا مبارک
شیرینىِ در کنار هم بودن لبخندهاى امشب هزار بار بهتر از اشکِ حسرت ریختن بر مزار جدایىهاست با چشمانت وجودم را دگرگون ساختی و اگر تو نبودی هرگز عاشق نمی شدم نه تو از عشق من دست می کشی و نه قلب من از عشقت روی گردان می شود عزیزترینم هرگز از تو رنجور نخواهم شد چرا که تو را دوست دارم سوگند که وجود تو در سرنوشت من نوشته شده است مهربانترینم همیشه در قلبم حضور داری و عشقت زندگی ام را گلباران کرده است امیدم فرشته ای مهربانم خیلی خیلی دوستت دارم 
امیدم یلدایت مبارک

بیا ماه من و یلدای من باش
شب بارانیه دی ماه من باش
بیا زیباترین لیلی این شب
یه عمری با من و لیلای من باش
سلام مهربانم عزیزم منم شب یلدا رو
شب عاشقان رو برایت شب خوشی میخواهم
خیلی دوستت دارم خیلی خیلی خیلی
خواستم بشتر بنویسم ولی عزیزم تو خیلی نویشتی
و من شرمنده تمام محبت و ایثار تو استم
منو ببخش بخاطر تمام کاستی و کمی ام مهربانم
................
شب یلدای من آغاز شد
نه سرخی انار نه لبخند پسته نه شیرینی هندوانه
بی تو یلدا زجر آور ترین شب دنیاست
.....
سهم من از شب یلدا شاید…
قصه ای از غصه و انار سرخی که پر از دلتنگی ست
غم هایم بلند همانند شب یلداست
+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام آذر 1390ساعت 18:13 توسط امید و سحر..یک عشق ابدی و بی پایان!

بازدلم غم گرفت دوباره ماتم گرفت ماه محرم آمد تمام عالم گرفت دیباچه ی عشق و عاشقی باز شود دلها همه آماده ی پرواز شود با بوی محرم الحرام تو حسین ایام عزا و غصه آغاز شود ******* سلام من به محرم, محرم گل زهرا به لطمه های ملائک, به ماتم گل زهرا بر سینه ی من نوشته بین الحرمین نصف قلبم با ابالفضل،نصف دیگر با حسین دل را اگر از حسین بگیرم چه کنم بی عشق حسین اگر بمیرم چه کنم فردا که کسی را به کسی کاری نیست دامان حسین اگر نگیرم چه کنم ******* کاش بودیم آن زمان کاری کنیم از تو و طفلان تو یاری کنیم کاش ما هم کربلایی می شدیم در رکاب تو فدایی می شدیم ******* باز محرم رسید، ماه عزای حسین سینهی ما میشود، کرب و بلای حسین کاش که ترکم شود غفلت و جرم و گناه تا که بگیرم صفا، من ز صفای حسین ******* محرم آمد و ماه عزا شد ماه جانبازی خون خدا شد جوانمردان عالم را بگویید دوباره شور عاشوار به پا شد ******* آبروی حسین به کهکشان می ارزد یک موی حسین بر دو جهان می ارزد گفتم که بگو بهشت را قیمت چیست گفتا که حسین بیش از آن می ارزد ******* ماه خون ماه اشک ماه ماتم شد ******* پرسیدم:ازحلال ماه، چراقامتت خم است؟ آهی کشیدوگفت:که ماه محرم است گفتم: که چیست محرم؟ باناله گفت:ماه عزای اشرف اولادآدم است ******* قیامت بی حسین غوغا ندارد شفاعت بی حسین معنا ندارد حسینی باش که در محشر نگویند”چرا پرونده ات امضاء ندارد ******* آبروی حسین به کهکشان می ارزد یک موی حسین بر دو جهان می ارزد گفتم که بگو بهشت را قیمت چیست گفتا که حسین بیش از آن می ارزد
*******
*******
*******
بر دل فاطمه داغ عالم شد
+ نوشته شده در جمعه یازدهم آذر 1390ساعت 18:25 توسط امید و سحر..یک عشق ابدی و بی پایان!

| |||||||